|
کوروش بزرگ به سال 550 پیش از میلاد دولت ایران هخامنشی را بنیاد نهاد و پاسارگاد را به عنوان نخستین پایتخت خود انتخاب کرد که دشتی بود پهناور و خرم که از رودی سیراب می شد.
کوروش بزرگ پس از تاسیس یک حکومت بزرگ، شامل ممالک متمدن و نیرومند شرق نزدیک و میانه، و تامین حیثیت و افتخاری بزرگ برای خود و اعقاب خویش، در سال 520 پیش از میلاد پس از 70 سال عمر در کمال عزت و نیکنامی درگذشت. تقریبا همه ی مورخان و سیاحان و خاورشناسان از این مرد به نیکی یاد کرده اند.
هردوت، مورخ یونانی نگار قرن چهارم قبل از میلاد می نویسد : «... کوروش فرمان داد تا سپاهیانش جز به روی جنگجویان شمشیر نکشند و هر سرباز دشمن که نیزه ی خود را خم کند، او را نکشند؛ و لشکر کوروش فرمان او را اطاعت کردند به طوری که تودهی ملت مصایب جنگ را احساس نکردند ...»
«ذی نوفن» می نویسد : «... کورش پادشاه عاقل و مهربان بود و بزرگی ملوک با فضایل حکما در او جمع بود. همتی فایق وجودی غالب داشت ...»
«ریچار فرای» خاورمیانه شناس معتقد است که : «... یک صفت دوران حکومت کوروش همانا اشتیاق به فراخویها و سنت های مردم فرودست و فرمانبر شاهنشاهی و سپاسداری دین و رسم های ایشان و میل به آفریدن یک شاهنشاهی آمیخته و بی تعصب بود. صفت دیگرش ادامه ی سازمان ها و سنت های شاهان گذشته یعنی مادها بود. با این تفاوت که فقط کوروش جانشین استیاک گشته بود. چرا که بیگانگان شاهنشاهی هخامنشیان را همان شاهنشاهی مادی و پارسی می دانستند ...»
ایرانیان، کوروش را پدر و یونانیان، که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگذار مینامیدند.
یهودیان این پادشاه را به منزله ی مسحشده توسط پروردگار بشمار میآوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تایید مردوک میدانستند. درباره ی کوروش در کتاب های آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده است.
مفسران در اینکه ذوالقرنین کیست، اختلاف نظر دارند. اما نظری را که علامه طباطبایی و آیت اللَّه مکارمشیرازی به صحت و حقیقت نزدیکتر می دانند، این است که ذوالقرنین همان کوروش کبیر، پادشاه هخامنشی است. دلایلی که برای این ادعا بیان میشود شامل چهار نکته زیر است :
1- ذوالقرنین شخصیتی است که خداوند به او تمکن در روی زمین و قدرت و اختیار داده است و این با شخصیت کوروش که بر بخش عظیمی از آسیا و اروپا دست یافته و نخستین امپراتوری بزرگ تاریخ را تاسیس کرده است، توافق دارد.
2- ذوالقرنین مطرح شده در قرآن، خداشناس و موحد است و کوروش هم خداشناس و یکتاپرست بوده است.
3- ذوالقرنین سفر یا لشکرکشی به غرب یا مغرب خورشید داشته است و این با لشکرکشی کوروش به آسیای صغیر و تسخیر آن سرزمین انطباق دارد.
4- ذوالقرنین سفر یا لشکرکشی به شرق یا مشرق خورشید داشته است و این با لشکرکشی کوروش به جنوب شرقی (مُکران و سیستان) و شمال شرقی (پیرامون بلخ) انطباق دارد.
به نظر شما کوروش کیست ؟ آیا شخصیتی ایرانیست یا جهانی ؟ به نظر شما چرا در منابع ادیان جهانی از او نام برده شده است ؟ آیا او پیامبر بوده است ؟ اگر در کتابی مطلبی درباره ی کوروش خواندهاید با ذکر منبع اینجا نقل کنید بیشتر منابع تاریخی در مورد کوروش غیر ایرانی است، به نظر شما چرا ایرانیان در شناخت شخصیتی چنین برجسته کوتاهی میکنند ؟!!!
به نظر شما بهترین راه بزرگداشت و زنده نگاه داشتن یاد این مرد بزرگ چیست ؟ |